۱۳۹۱ آذر ۱۱, شنبه
بنای طاق نصرت عراق با کلاهخود 5 هزار نفر از شهدای ایران
متاسفانه هنوز بنای طاق نصرت صدام در عراق پابر جاست که این بنا با کلاهخود 5 هزار نفر از شهدای جنگ ایران و عراق ساخته شده است .
؟ جالب تر اینکه کسانی که از بغداد عبور میکنند مجبور هستند از زیر این طاق عبور داده شوند. طاقی که با دو شمشیر ساخته شده و به شمشیر های نبرد قادسیه معروف هستند.
خوب است که بدانید محمدرضا پهلوی در سال 1327 فقط برای کشته شدن یک ایرانی در عربستان حکومت عربستان را به مسلخ کشید و 4 سال تمام رابطه را با عربستان قطع کرد و نگذاشت حتی یک نفر به حج برود که سعودی ها با عذر خواهی خواستار ایجاد رابطه با ایران شدند .
خوب است که بدانید محمدرضا پهلوی در سال 1327 فقط برای کشته شدن یک ایرانی در عربستان حکومت عربستان را به مسلخ کشید و 4 سال تمام رابطه را با عربستان قطع کرد و نگذاشت حتی یک نفر به حج برود که سعودی ها با عذر خواهی خواستار ایجاد رابطه با ایران شدند .
۱۳۹۱ آبان ۷, یکشنبه
حالا که بازدید از "اوین" نشد , سری به این 14 محل بزنید!

آقای احمدی نژاد!
حالا که بازدید از "اوین" نشد , سری به این 14 محل بزنید!
__________________________
بعد از آن که علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور برای گذراندن دوران محکومیتش، راهی اوین شد، احمدی نژاد اعلام کرد که پیگیر قضیه خواهد شد. ابتدا رایزنی هایی را با برخی مقامات بلندپایه انجام داد و پس از آن که فرجی حاصل نشد، اعلام کرد که شخصاً به اوین می رود.
حالا که بازدید از اوین میسر نشد، بد نیست ایشان سری به 14 محل دیگر بزند که نه به دوری اوین است و نه کسی مانع و مخالف آن:
1 - بازار تهران
پیشنهاد می شود احمدی نژاد به آنجا برود و ساعاتی را در راسته های مختلف آن به گشت و گذار و بازدید بپردازد. پیشنهاد می شود در کنار چاق سلامتی با مردم و مغازه داران و نشان دادن علامت پیروزی به دوربین ها، قیمت ها را نیز جویا شود تا بداند چه بر سر اقتصاد و معیشت مردم آمده و می آید؛ بویژه توصیه می شود ایشان از مغازه داران قیمت های یک هفته قبل، یک ماه قبل، یک فصل قبل و یک سال قبل را نیز بپرسد و آن را با قیمت های روز مقایسه کند و سپس کلاه خود را قاضی کند که با این گرانی های سرسام آور ، مردم چگونه گذران زندگی می کنند؟
2 - تهران ؛ چهار راه استانبول
در مسیر بازگشت از بازار، پیشنهاد می شود دقایقی را نیز از این نقطه کشور تحت مدیریتش بازدید کند و قیمت انواع ارز را بپرسد تا ببیند دولت ایشان چه بر سر ارزش پول ملی آورده است.
3 - اتاق مبادلات ارزی
اینجا هم از نقاطی است که رئیس جمهور بی نیاز به اذن و اجازه کسی، می تواند حتی به صورت سرزده نیز بازدید کند تا از نزدیک ببیند بازرگانان ایرانی برای تهیه ارز مورد نیاز به چه روزی افتاده اند و چه کمبودهایی وجود دارد که نهایتاً منجر به گرانی های بیشتر می شود.
4 - یک بنگاه معاملات املاک در هر نقطه از کشور
ایشان که دغدغه حقوق اساسی ملت را دارد ، حتما می داند که داشتن "مسکن" از حقوق هر ایرانی است. با این حال ، سوء مدیریت اقتصادی باعث شده خرید خانه برای میلیون ها ایرانی به یک رویای دست نیافتنی تبدیل شود.
حتماً در این بازدید به جناب ایشان یادآور خواهند شد که با قیمت امروز برای رهن یک خانه، در سال آغازین ریاست جمهوری ایشان می شد همان خانه را خریداری کرد.
5 - یک بیمارستان در هر نقطه از کشور
اگر جناب احمدی نژاد از یک بیمارستان هم بازدید کند و پای درد دل های مردم بنشیند و ببیند که هزینه مداوای یک بیماری ساده چقدر کمر شکن است و انواع پول های زیرمیزی و رومیزی چگونه از کیسه ملت می رود و چه فجایعی در بخش درمان کشور رخ می دهد، حتماً به یاد حقوق اساسی ملت ایران و وظیفه رئیس جمهور در صیانت از آن خواهد افتاد.
6 - سازمان ثبت احوال کشور
ایشان سری هم به این سازمان بزند و از افزایش شش درصدی طلاق و کاهش پنج درصدی ازدواج طی شش ماهه اول سال جاری خبر دار شود تا شاید از خود بپرسد "چرا" ؟
7 - یک کافی نت در میدان ولیعصر تهران
اگر ایشان برای چک کردن ایمیل و به روز رسانی سایت شخصی خود، دل از اینترنت ویژه نهاد ریاست جمهوری بکَند و دقایقی را از یک کافی نت بازدید و در آنجا کانکت شود، درد میلیون ها کاربر ایرانی را از دست این اینترنت کُند و فشل و آزار دهنده خواهد چشید و ای بسا فکری هم بکند.
8 - بهشت زهرا
بازدید از بهشت زهرا هم به جهت قرائت فاتحه و شاد کردن روح اموات و یاد مرگ توصیه می شود و هم برای این که ایشان در دفتر آمار فوتی ها، بخوانند که سالانه چند هزار نفر فقط بر اثر آلودگی هوا می می رند و مهم ترین کار دولت تشکیل کمیته بحران در مواقع تشدید آلودگی هوا و شیرین کاری هایی مانند آب پاشی هواست!
9 - شهرک آزمایش ، مرکز فرماندهی راهنمایی و رانندگی
محرمانه ترین آمارها درباره یکی از علل مرگ و میر ایرانیانی که جناب احمدی نژاد دغدغه صیانت از حقوق آنها را دارد ، در این آدرس نگهداری می شود.
حتماً در این بازدید به ایشان گفته خواهد شد سهم خودروهای بی کیفیت و جاده های پر خطر در کشتار جمعی ایرانیان چقدر است.
آن وقت شاید آقای رئیس جمهور ، برای جلوگیری از ریخته شدن خون های بیشتر و یتیم شدن بچه های دیگر دستور توقف تولید برخی خودروهای مرگبار وطنی را صادر کند و بخشی از پول نفتی که قرار بود بر سر سفره های مردم بیاورد را خرج اصلاح جاده ها کند.
10 - شب ها، از کنار خیابان ها تا زیر برخی پل های تهران
بازدید تلخی است ولی واقعیت ها را نمی توان کتمان کرد. این بازدید می تواند رئیس جمهور را در جریان فسادی که اکنون آشکار و پراکنده شده و تعداد زیادی را به تن فروشی واداشته قرار دهد.
همچنین زیر برخی پل ها و داخل بعضی از پارک ها و نیز تعدادی از محلات، می توان نمادهایی از جامعه آلوده به اعتیاد و بی خانمانی را دید که بد نیست رئیس جمهور با آنان هم دیدار کند، هر چند آنان نایی برای دست تکان دادن و ابراز احساسات نداشته باشند.
11 - چند شهرک صنعتی
از آنجا که دل خوش کردن به آمار چندان عاقلانه نیست، به ایشان پیشنهاد می شود از چند شهرک صنعتی، در هر کجای کشور که خواستند بازدید کند تا به چشم خود ببیند که چقدر کارخانه و کارگاه نیمه کاره رها شده اند و یا بر درهایشان قفل تعطیلی خورده و یا در بهترین حالت ، با حداقل ظرفیت کار می کنند؟ رفتن به این شهرک ها نیز نیازی به اجازه گرفتن از هیچ کسی ندارد.
12 - کارخانه ها و پروژه هایی با کارگران حقوق نگرفته
از کارخانه های بخش خصوصی و دولتی گرفته تا پروژه های عمرانی عسلویه و وزارت راه و ... آکنده از کارگرانی است که عمدتاً هم عائله مند هستند ولی ماه هاست حقوق نگرفته اند.
بهتر است آقای احمدی نژاد در این بازدیدها - که باز هم نیازی به مجوز ندارد - با کارگرانی که ماه هاست بدون پول کار می کنند صحبت کنند و بپرسند: پدر جان! برادر جان ! در این چند ماه از کجا آورده ای و خورده ای و تا کی می توانی به قرض گرفتن و فروختن دارایی هایت برای امرار معاش ادامه دهی؟
13 - آژانس - منظور ، آژانس اتمی و این جور جاهای پرطمطراق نیست ، بلکه همین تاکسی تلفنی های خودمان است.
بازدید از یک آژانس تاکسی تلفنی، از دو جهت توصیه می شود:
اول آن که جناب رئیس جمهور با چشم خود ببیند که چقدر بازاری و صنعتگر و استادکار، در سال های اخیر از صدقه سری سیاست های دولت ایشان ورشکست شده و به مسافر کشی روی آورده اند.
دوم این که ساعتی را سوار یکی از این تاکسی ها شود، کنار راننده بنشیند، روی خود را به عنوان این که خواب است بپوشاند و از راننده بخواهد. مانند تاکسی های گردشی، ساعتی را در شهر بچرخد و کار کند و درباره اقتصاد و معیشت و سیاست و دولت سخن به میان آورد. در این صورت آقای رئیس جمهور با گوش های خود چیزهایی را خواهد شنید که نه در جلسات رسمی گفته می شود و نه در آیین های تشریفاتی و شعارزده.
14 - مغازه سر کوچه
بعد از بازدیدهای پیش گفته، بد نیست آقای رئیس جمهور آخر شب نیز سری به مغازه معروف سر کوچه شان بزند تا بداند که حتی در آنجا هم از ارزانی خبری نیست و هر جایی که برود ، آسمان همین رنگ است.
(جعفر محمدی)
1 - بازار تهران
پیشنهاد می شود احمدی نژاد به آنجا برود و ساعاتی را در راسته های مختلف آن به گشت و گذار و بازدید بپردازد. پیشنهاد می شود در کنار چاق سلامتی با مردم و مغازه داران و نشان دادن علامت پیروزی به دوربین ها، قیمت ها را نیز جویا شود تا بداند چه بر سر اقتصاد و معیشت مردم آمده و می آید؛ بویژه توصیه می شود ایشان از مغازه داران قیمت های یک هفته قبل، یک ماه قبل، یک فصل قبل و یک سال قبل را نیز بپرسد و آن را با قیمت های روز مقایسه کند و سپس کلاه خود را قاضی کند که با این گرانی های سرسام آور ، مردم چگونه گذران زندگی می کنند؟
2 - تهران ؛ چهار راه استانبول
در مسیر بازگشت از بازار، پیشنهاد می شود دقایقی را نیز از این نقطه کشور تحت مدیریتش بازدید کند و قیمت انواع ارز را بپرسد تا ببیند دولت ایشان چه بر سر ارزش پول ملی آورده است.
3 - اتاق مبادلات ارزی
اینجا هم از نقاطی است که رئیس جمهور بی نیاز به اذن و اجازه کسی، می تواند حتی به صورت سرزده نیز بازدید کند تا از نزدیک ببیند بازرگانان ایرانی برای تهیه ارز مورد نیاز به چه روزی افتاده اند و چه کمبودهایی وجود دارد که نهایتاً منجر به گرانی های بیشتر می شود.
4 - یک بنگاه معاملات املاک در هر نقطه از کشور
ایشان که دغدغه حقوق اساسی ملت را دارد ، حتما می داند که داشتن "مسکن" از حقوق هر ایرانی است. با این حال ، سوء مدیریت اقتصادی باعث شده خرید خانه برای میلیون ها ایرانی به یک رویای دست نیافتنی تبدیل شود.
حتماً در این بازدید به جناب ایشان یادآور خواهند شد که با قیمت امروز برای رهن یک خانه، در سال آغازین ریاست جمهوری ایشان می شد همان خانه را خریداری کرد.
5 - یک بیمارستان در هر نقطه از کشور
اگر جناب احمدی نژاد از یک بیمارستان هم بازدید کند و پای درد دل های مردم بنشیند و ببیند که هزینه مداوای یک بیماری ساده چقدر کمر شکن است و انواع پول های زیرمیزی و رومیزی چگونه از کیسه ملت می رود و چه فجایعی در بخش درمان کشور رخ می دهد، حتماً به یاد حقوق اساسی ملت ایران و وظیفه رئیس جمهور در صیانت از آن خواهد افتاد.
6 - سازمان ثبت احوال کشور
ایشان سری هم به این سازمان بزند و از افزایش شش درصدی طلاق و کاهش پنج درصدی ازدواج طی شش ماهه اول سال جاری خبر دار شود تا شاید از خود بپرسد "چرا" ؟
7 - یک کافی نت در میدان ولیعصر تهران
اگر ایشان برای چک کردن ایمیل و به روز رسانی سایت شخصی خود، دل از اینترنت ویژه نهاد ریاست جمهوری بکَند و دقایقی را از یک کافی نت بازدید و در آنجا کانکت شود، درد میلیون ها کاربر ایرانی را از دست این اینترنت کُند و فشل و آزار دهنده خواهد چشید و ای بسا فکری هم بکند.
8 - بهشت زهرا
بازدید از بهشت زهرا هم به جهت قرائت فاتحه و شاد کردن روح اموات و یاد مرگ توصیه می شود و هم برای این که ایشان در دفتر آمار فوتی ها، بخوانند که سالانه چند هزار نفر فقط بر اثر آلودگی هوا می می رند و مهم ترین کار دولت تشکیل کمیته بحران در مواقع تشدید آلودگی هوا و شیرین کاری هایی مانند آب پاشی هواست!
9 - شهرک آزمایش ، مرکز فرماندهی راهنمایی و رانندگی
محرمانه ترین آمارها درباره یکی از علل مرگ و میر ایرانیانی که جناب احمدی نژاد دغدغه صیانت از حقوق آنها را دارد ، در این آدرس نگهداری می شود.
حتماً در این بازدید به ایشان گفته خواهد شد سهم خودروهای بی کیفیت و جاده های پر خطر در کشتار جمعی ایرانیان چقدر است.
آن وقت شاید آقای رئیس جمهور ، برای جلوگیری از ریخته شدن خون های بیشتر و یتیم شدن بچه های دیگر دستور توقف تولید برخی خودروهای مرگبار وطنی را صادر کند و بخشی از پول نفتی که قرار بود بر سر سفره های مردم بیاورد را خرج اصلاح جاده ها کند.
10 - شب ها، از کنار خیابان ها تا زیر برخی پل های تهران
بازدید تلخی است ولی واقعیت ها را نمی توان کتمان کرد. این بازدید می تواند رئیس جمهور را در جریان فسادی که اکنون آشکار و پراکنده شده و تعداد زیادی را به تن فروشی واداشته قرار دهد.
همچنین زیر برخی پل ها و داخل بعضی از پارک ها و نیز تعدادی از محلات، می توان نمادهایی از جامعه آلوده به اعتیاد و بی خانمانی را دید که بد نیست رئیس جمهور با آنان هم دیدار کند، هر چند آنان نایی برای دست تکان دادن و ابراز احساسات نداشته باشند.
11 - چند شهرک صنعتی
از آنجا که دل خوش کردن به آمار چندان عاقلانه نیست، به ایشان پیشنهاد می شود از چند شهرک صنعتی، در هر کجای کشور که خواستند بازدید کند تا به چشم خود ببیند که چقدر کارخانه و کارگاه نیمه کاره رها شده اند و یا بر درهایشان قفل تعطیلی خورده و یا در بهترین حالت ، با حداقل ظرفیت کار می کنند؟ رفتن به این شهرک ها نیز نیازی به اجازه گرفتن از هیچ کسی ندارد.
12 - کارخانه ها و پروژه هایی با کارگران حقوق نگرفته
از کارخانه های بخش خصوصی و دولتی گرفته تا پروژه های عمرانی عسلویه و وزارت راه و ... آکنده از کارگرانی است که عمدتاً هم عائله مند هستند ولی ماه هاست حقوق نگرفته اند.
بهتر است آقای احمدی نژاد در این بازدیدها - که باز هم نیازی به مجوز ندارد - با کارگرانی که ماه هاست بدون پول کار می کنند صحبت کنند و بپرسند: پدر جان! برادر جان ! در این چند ماه از کجا آورده ای و خورده ای و تا کی می توانی به قرض گرفتن و فروختن دارایی هایت برای امرار معاش ادامه دهی؟
13 - آژانس - منظور ، آژانس اتمی و این جور جاهای پرطمطراق نیست ، بلکه همین تاکسی تلفنی های خودمان است.
بازدید از یک آژانس تاکسی تلفنی، از دو جهت توصیه می شود:
اول آن که جناب رئیس جمهور با چشم خود ببیند که چقدر بازاری و صنعتگر و استادکار، در سال های اخیر از صدقه سری سیاست های دولت ایشان ورشکست شده و به مسافر کشی روی آورده اند.
دوم این که ساعتی را سوار یکی از این تاکسی ها شود، کنار راننده بنشیند، روی خود را به عنوان این که خواب است بپوشاند و از راننده بخواهد. مانند تاکسی های گردشی، ساعتی را در شهر بچرخد و کار کند و درباره اقتصاد و معیشت و سیاست و دولت سخن به میان آورد. در این صورت آقای رئیس جمهور با گوش های خود چیزهایی را خواهد شنید که نه در جلسات رسمی گفته می شود و نه در آیین های تشریفاتی و شعارزده.
14 - مغازه سر کوچه
بعد از بازدیدهای پیش گفته، بد نیست آقای رئیس جمهور آخر شب نیز سری به مغازه معروف سر کوچه شان بزند تا بداند که حتی در آنجا هم از ارزانی خبری نیست و هر جایی که برود ، آسمان همین رنگ است.
(جعفر محمدی)

۱۳۹۱ مرداد ۶, جمعه
حرفهای گندهتر از دهنت زیاد میزنی،یامین پور
پناه فرهاد بهمن:وحید
جان! برو کنار بگذار باد بیاید! نمیگذاری که آدم لال بماند! در این چند
سال که ندیدهام تو را، حرفهای گندهتر از دهنت زیاد میزنی... روزهایی که
منشی احمدزاده کرمانی در دانشکده خبر بودی، نشان نداده بودی که دٌمت چه
ظرفیت دراز شدنی دارد... نوشتهای که چند نفر آمادگی دارند که یک سرباز
اسرائیلی یا آمریکایی را بکشند؟! نوشتهای که حمایت از بشار اسد حضور در خط
مقاومت است. نوشتهای برای امام زمان باید خون
ریخت! نمیدانستم که برای امام زمان تو خون کودکان و زنان و مردان غیر
نظامی سوریه هم مباح است. نمیدانستم تو برای بالا کشیدن خود از مُردار
هزاران مرد و زن و کودک و نوجوان سوریه هم دریغ نمیکنی!
اگر سر سوزنی هم میتوانستم قبول کنم که تو به آنچه که مینویسی اعتقاد داری، سکوت میکردم.
اما اگر دین نداری، کاش لااقل آزاده بودی. کاش این حرفها را دقیقا در روزهای درآمدن گند بزرگترت، محمدعلی رامین، نمیزدی.
هماو که در مقام مشاور احمدینژاد با دمیدن در شیپور نفی هولوکاست زمینه
را برای تاختن اسرائیل علیه ایران ساخت و حالا خودش با اتهام جاسوسی برای
همان اسرائیل مواجه است و پروندهاش دست وزارت اطلاعات است...
برو و با بزرگترت بیا!
وحید جان! برو کنار بگذار باد بیاید!
۱۳۹۱ تیر ۲۷, سهشنبه
۱۳۹۱ تیر ۲۵, یکشنبه
۱۳۹۱ خرداد ۲۸, یکشنبه
4 باکس آبجو خرید پسره D:
۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۰, یکشنبه
رئیس جمهور نکبت این کارگر پنج ماه ست حقوق نگرفته
شورای
هماهنگی راه سبز امید با انتشار بیانیه ای به مناسبت روز کارگر، ضمن ابراز
همبستگی با مطالبات صنفی و انسانی کارگران از حق آنها برای فعالیت مستقل
صنفی و برگزاری راهپیمایی دفاع کرده است.
در بخشی از بیانیه این شورا آمده است:« کارگران در کنار خواستههای انسانی خود، خواستار بهرسمیت شناخته شدن حق تشکیل سندیکاها و اتحادیههای مستقل کارگری، حق قراردادهای جمعی، حق اعتصاب و گردهمائی کارگران، پرداخت بهموقع دستمزدها، افزایش دستمزدها، تامین امنیت شغلی و لغو قراردادهای موقت و سفید امضا، رفع هر نوع تبعیض جنسیتی بین کارگران زن و مرد، لغو کار کودکان، متوقف شدن اخراج و بیکارسازی کارگران، و نیز برخورداری بیکاران از بیمه بیکاری هستند.»
در این بیانیه همچنین از وضعیت وخیم کارگران انتقاد شده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
با مطالبات صنفی و انسانی کارگران اعلام همبستگی میکنیم
روز جهانی کارگر گرامی باد!
روز جهانی کارگر (اول ماه می) فرصتی است برای گرامیداشت کارگرانی که برای احقاق حقوق انسانی و صنفی خود میکوشند و از پرداخت هزینه ابایی ندارند. سنت دیرینهی گردهمایی اعتراضی کارگران در اغلب کشورهای جهان، در ایران ما اما امکان تحقق نمییابد. چند سال است که جریان اقتدارگرای حاکم اجازه نمیدهد کارگران زحمتکش و آزاده کشور حتی در قالب راهپیمائی مدنی، خواستههای انسانی و صنفی و قانونی خود را مطرح سازند. این درحالی است که کارگران عزیز ایران سال پررنج و دشواری را پشت سر گذاشتهاند. درد و رنجی که از بحران اقتصادی، رکود و تورم، سیاستهای اقتصادی ناکارآمد دولت احمدینژاد و بی کفایتی مدیران، و نیز تحریمهای بینالمللی ناشی میشود.
در حالی که شمار قابل توجهی از واحدهای تولیدی، کارگاهها و کارخانهها با مشکلات متعدد در چالشاند، ورشکست شده و یا در معرض توقف و تعطیلی قرار دارند، باندهای ثروت ـ قدرت حاکم به واردات بیرویه روی آورده و بازار ایران را از کالاهای چینی پرکردهاند؛ و این همه، توام شده با اختلالات جدی و رکود صنعت نفت و گاز.
در چنین وضعی، کارگران کشور بهخاطر دارا نبودن سندیکاهای مستقل قادر نیستند بهطور سازمانیافته به مقابله با بحرانهای موجود برخیزند، از مطالبات و خواستههای خود دفاع کنند، و مانع از سیاستهای اقتصادی ناکارآمد اقتدارگرایان حاکم شوند. ضمن اینکه آنان از حقوق دوران بیکاری و تأمین اجتماعی مناسب و پشتوانههای حمایتی لازم صنفی برخوردار نیستند تا هزینه و آسیب کمتری در مواجهه با بحران اقتصادی متحمل شوند.
کارگران در سال گذشتە با وجود تشدید سرکوب، علیه تعویق پرداخت دستمزدها، اخراجها، افزایش تورم، بیکاری و فقر، کاهش امنیت شغلی، تداوم و گسترش کار پیمانی و قراردادی، تبعیض جنسیتی، تعطیلی واحدهای تولیدی و واردات بیرویە کالاهایی خارجی و برای کسب حقوق سندیکائی مبارزه کردند و هزینه سنگینی را متحمل شدند. مبارزه و کنش اعتراضی کارگران، امیدواری فراوان به حضور بیش از پیش کارگران در متن تحولات اجتماعی-سیاسی کشور ایجاد کرده است.
بین خواستههای کارگران با مطالبات جنبش سبز وجوه مشترک کم نیست؛ از جملهی این اشتراکها و در رأس آنها تأمین آزادی و عدالت و امکان فعالیت امن تشکلهای صنفی و جمعیتهای سیاسی، آزادی اطلاعرسانی، حق برگزاری تجمعات اعتراضی و راهپیمایی است.
کارگران در کنار خواستههای انسانی خود، خواستار بهرسمیت شناخته شدن حق تشکیل سندیکاها و اتحادیههای مستقل کارگری، حق قراردادهای جمعی، حق اعتصاب و گردهمائی کارگران، پرداخت بهموقع دستمزدها، افزایش دستمزدها، تامین امنیت شغلی و لغو قراردادهای موقت و سفید امضا، رفع هر نوع تبعیض جنسیتی بین کارگران زن و مرد، لغو کار کودکان، متوقف شدن اخراج و بیکارسازی کارگران، و نیز برخورداری بیکاران از بیمه بیکاری هستند.
برپایهی آمارهای موجود، جمعیت کارگری کشورمان بالغ بر ده میلیون نفر است که با درنظر گرفتن خانوارهای تحت پوشش نیمی از جمعیت کشور را دربرمیگیرد. به بیانی، هرگونه سیاستگذاری حکومتی در زمینه مسائل کارگری زندگی نیمی از جمعیت کشور را متاثر میسازد. این در حالی است که این جمعیت عظیم کارگری فاقد تشکلهای صنفی و سندیکاهای مستقل برای ابراز وجود و احقاق حقوق صنفی هستند. حاکمیت اقتدارگرا برخلاف حق قانونی تشکلیابی شهروندان در اصل ۲۶ و تشکیل اجتماعات و راهپیماییها در اصل ۲۷ قانون اساسی، و نیز تعهد به مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار، اجازهی تشکلیابی به کارگران و برپایی تجمع و راهپیمایی را به آنها نمیدهد. این در زمانی رخ میدهد که مسائل و مشکلات جامعه کارگری به حادترین شکل جلوهنمایی میکند؛ ازجمله آنکه:
- اقتصاد نفتی ایران در سالهای اخیر بهدلیل برخورداری از درآمد افسانهای نفت تبدیل به اقتصاد وارداتی شده است. درآمد نفت که باید صرف سرمایهگذاری و تولید و اشتغال میشد برای واردات کالا از کشورهای خارجی (و بیشتر از چین) هزینه شده است. نتیجهی چنین سیاستی، تعطیلی یا کاهش ظرفیت تولیدی بسیاری از بنگاههای اقتصادی و بیکاری کارگران و دو رقمی ماندن نرخ بیکاری در همهی این سالها بوده است. بیکاری خیل عظیمی از افراد جویای کار و اخراج پی در پی کارگران به همراه در خطر بودن امنیت شغلی بخش قابل توجهی از شاغلان، امنیت خاطر زندگی را از جمعیت کثیری از کارگران گرفته و آنها را در برابر وضع حادث بهشدت آسیبپذیر ساخته است.
- دولت هرساله به تعیین رقم حداقل حقوق کارگران اقدام میکند. برای سال جاری این رقم حدود ۳۹۰ هزار تومان تعیین شده که فاصله بسیاری با خط فقر در سال گذشته (یک میلیون تومان) دارد. برپایه ماده ۴۱ قانون کار در مورد لزوم در نظر گرفتن نرخ تورم و تأمین هزینه یک خانوار کارگری این حداقل باید پاسخگوی زندگی معمولی آنها باشد؛ اما با توجه به افزایش اندک حقوق کارگران در مقایسه با نرخ تورم ۲۲ درصدی سال ۹۰ و بهویژه افزایش شدید قیمت محصولات مصرفی (بهخصوص مواد خوراکی) بهراحتی میتوان دریافت که این حداقل دستمزد پاسخگوی زندگی معمول برای خانوادههای کارگری نیست. این وضع جدای از پیامدهای ناشی از اجرای قانون هدفمند کردن یارانههاست که زندگی کارگران و خانواده های آنان را تحت تأثیر و فشار مضاعف قرار داده است.
- وضعیت کارگران پیمانکاری و قراردادی و فصلی همچنان در ابهام و ناامنی است. این کارگران از پوشش قانون کار و در نتیجه بیمه و حمایتهای لازم محرومند. در موارد زیادی حتی حداقل حقوق مصوب شورای عالی کار نیز به آنان پرداخت نمیشود. این به معنای تداوم وضع نامطلوب موجود و زندگی توام با درد و رنج در شرایط سخت است.
- شرایط کارگران زن که در بسیاری موارد ضمن دریافت حقوق کمتر از قانون مصوب، زیر پوشش قانون کار قرار ندارند، و نیز وضع کودکان کار، که شمار آنها بیش از ۲ میلیون تن برآورد میشود، تصویر و شرایط ناخوشایند و تاسفباری را به شکل برجسته به نمایش میگذارد.
- افزون بر اینها، برخورد شدید امنیتی و قضایی با فعالان و تشکلهای مستقل کارگری و اعضاء هیات مدیره انها در سالهای اخیر، نماد آشکاری از سیاستهای ضدکارگری اقتدارگرایان حاکم است.پایداری همه فعالان کارگری را که به دلیل دفاع از خواستهای انسانی و صنفیشان مورد سرکوب , خشونت و زندان غیر قانونی قرار گرفته اند ارج مینهیم و گرامی میداریم.
شورای هماهنگی راه سبز امید با تاکید بر پشتیبانی خود از مطالبات بهحق کارگران کشور، و ضمن تبریک روز جهانی کارگر به تمامی کارگران و زحمتکشان ایران، با اعتراضها و مبارزات آنان در جهت کسب حقوق صنفی و انسانی و قانونیشان، و برای بهبود شرایط زندگی و پیریزی آیندهای بهتر، اعلام همبستگی میکند.
شورای هماهنگی راه سبز امید
۹ اردیبهشت ۱۳۹۰
در بخشی از بیانیه این شورا آمده است:« کارگران در کنار خواستههای انسانی خود، خواستار بهرسمیت شناخته شدن حق تشکیل سندیکاها و اتحادیههای مستقل کارگری، حق قراردادهای جمعی، حق اعتصاب و گردهمائی کارگران، پرداخت بهموقع دستمزدها، افزایش دستمزدها، تامین امنیت شغلی و لغو قراردادهای موقت و سفید امضا، رفع هر نوع تبعیض جنسیتی بین کارگران زن و مرد، لغو کار کودکان، متوقف شدن اخراج و بیکارسازی کارگران، و نیز برخورداری بیکاران از بیمه بیکاری هستند.»
در این بیانیه همچنین از وضعیت وخیم کارگران انتقاد شده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
با مطالبات صنفی و انسانی کارگران اعلام همبستگی میکنیم
روز جهانی کارگر گرامی باد!
روز جهانی کارگر (اول ماه می) فرصتی است برای گرامیداشت کارگرانی که برای احقاق حقوق انسانی و صنفی خود میکوشند و از پرداخت هزینه ابایی ندارند. سنت دیرینهی گردهمایی اعتراضی کارگران در اغلب کشورهای جهان، در ایران ما اما امکان تحقق نمییابد. چند سال است که جریان اقتدارگرای حاکم اجازه نمیدهد کارگران زحمتکش و آزاده کشور حتی در قالب راهپیمائی مدنی، خواستههای انسانی و صنفی و قانونی خود را مطرح سازند. این درحالی است که کارگران عزیز ایران سال پررنج و دشواری را پشت سر گذاشتهاند. درد و رنجی که از بحران اقتصادی، رکود و تورم، سیاستهای اقتصادی ناکارآمد دولت احمدینژاد و بی کفایتی مدیران، و نیز تحریمهای بینالمللی ناشی میشود.
در حالی که شمار قابل توجهی از واحدهای تولیدی، کارگاهها و کارخانهها با مشکلات متعدد در چالشاند، ورشکست شده و یا در معرض توقف و تعطیلی قرار دارند، باندهای ثروت ـ قدرت حاکم به واردات بیرویه روی آورده و بازار ایران را از کالاهای چینی پرکردهاند؛ و این همه، توام شده با اختلالات جدی و رکود صنعت نفت و گاز.
در چنین وضعی، کارگران کشور بهخاطر دارا نبودن سندیکاهای مستقل قادر نیستند بهطور سازمانیافته به مقابله با بحرانهای موجود برخیزند، از مطالبات و خواستههای خود دفاع کنند، و مانع از سیاستهای اقتصادی ناکارآمد اقتدارگرایان حاکم شوند. ضمن اینکه آنان از حقوق دوران بیکاری و تأمین اجتماعی مناسب و پشتوانههای حمایتی لازم صنفی برخوردار نیستند تا هزینه و آسیب کمتری در مواجهه با بحران اقتصادی متحمل شوند.
کارگران در سال گذشتە با وجود تشدید سرکوب، علیه تعویق پرداخت دستمزدها، اخراجها، افزایش تورم، بیکاری و فقر، کاهش امنیت شغلی، تداوم و گسترش کار پیمانی و قراردادی، تبعیض جنسیتی، تعطیلی واحدهای تولیدی و واردات بیرویە کالاهایی خارجی و برای کسب حقوق سندیکائی مبارزه کردند و هزینه سنگینی را متحمل شدند. مبارزه و کنش اعتراضی کارگران، امیدواری فراوان به حضور بیش از پیش کارگران در متن تحولات اجتماعی-سیاسی کشور ایجاد کرده است.
بین خواستههای کارگران با مطالبات جنبش سبز وجوه مشترک کم نیست؛ از جملهی این اشتراکها و در رأس آنها تأمین آزادی و عدالت و امکان فعالیت امن تشکلهای صنفی و جمعیتهای سیاسی، آزادی اطلاعرسانی، حق برگزاری تجمعات اعتراضی و راهپیمایی است.
کارگران در کنار خواستههای انسانی خود، خواستار بهرسمیت شناخته شدن حق تشکیل سندیکاها و اتحادیههای مستقل کارگری، حق قراردادهای جمعی، حق اعتصاب و گردهمائی کارگران، پرداخت بهموقع دستمزدها، افزایش دستمزدها، تامین امنیت شغلی و لغو قراردادهای موقت و سفید امضا، رفع هر نوع تبعیض جنسیتی بین کارگران زن و مرد، لغو کار کودکان، متوقف شدن اخراج و بیکارسازی کارگران، و نیز برخورداری بیکاران از بیمه بیکاری هستند.
برپایهی آمارهای موجود، جمعیت کارگری کشورمان بالغ بر ده میلیون نفر است که با درنظر گرفتن خانوارهای تحت پوشش نیمی از جمعیت کشور را دربرمیگیرد. به بیانی، هرگونه سیاستگذاری حکومتی در زمینه مسائل کارگری زندگی نیمی از جمعیت کشور را متاثر میسازد. این در حالی است که این جمعیت عظیم کارگری فاقد تشکلهای صنفی و سندیکاهای مستقل برای ابراز وجود و احقاق حقوق صنفی هستند. حاکمیت اقتدارگرا برخلاف حق قانونی تشکلیابی شهروندان در اصل ۲۶ و تشکیل اجتماعات و راهپیماییها در اصل ۲۷ قانون اساسی، و نیز تعهد به مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار، اجازهی تشکلیابی به کارگران و برپایی تجمع و راهپیمایی را به آنها نمیدهد. این در زمانی رخ میدهد که مسائل و مشکلات جامعه کارگری به حادترین شکل جلوهنمایی میکند؛ ازجمله آنکه:
- اقتصاد نفتی ایران در سالهای اخیر بهدلیل برخورداری از درآمد افسانهای نفت تبدیل به اقتصاد وارداتی شده است. درآمد نفت که باید صرف سرمایهگذاری و تولید و اشتغال میشد برای واردات کالا از کشورهای خارجی (و بیشتر از چین) هزینه شده است. نتیجهی چنین سیاستی، تعطیلی یا کاهش ظرفیت تولیدی بسیاری از بنگاههای اقتصادی و بیکاری کارگران و دو رقمی ماندن نرخ بیکاری در همهی این سالها بوده است. بیکاری خیل عظیمی از افراد جویای کار و اخراج پی در پی کارگران به همراه در خطر بودن امنیت شغلی بخش قابل توجهی از شاغلان، امنیت خاطر زندگی را از جمعیت کثیری از کارگران گرفته و آنها را در برابر وضع حادث بهشدت آسیبپذیر ساخته است.
- دولت هرساله به تعیین رقم حداقل حقوق کارگران اقدام میکند. برای سال جاری این رقم حدود ۳۹۰ هزار تومان تعیین شده که فاصله بسیاری با خط فقر در سال گذشته (یک میلیون تومان) دارد. برپایه ماده ۴۱ قانون کار در مورد لزوم در نظر گرفتن نرخ تورم و تأمین هزینه یک خانوار کارگری این حداقل باید پاسخگوی زندگی معمولی آنها باشد؛ اما با توجه به افزایش اندک حقوق کارگران در مقایسه با نرخ تورم ۲۲ درصدی سال ۹۰ و بهویژه افزایش شدید قیمت محصولات مصرفی (بهخصوص مواد خوراکی) بهراحتی میتوان دریافت که این حداقل دستمزد پاسخگوی زندگی معمول برای خانوادههای کارگری نیست. این وضع جدای از پیامدهای ناشی از اجرای قانون هدفمند کردن یارانههاست که زندگی کارگران و خانواده های آنان را تحت تأثیر و فشار مضاعف قرار داده است.
- وضعیت کارگران پیمانکاری و قراردادی و فصلی همچنان در ابهام و ناامنی است. این کارگران از پوشش قانون کار و در نتیجه بیمه و حمایتهای لازم محرومند. در موارد زیادی حتی حداقل حقوق مصوب شورای عالی کار نیز به آنان پرداخت نمیشود. این به معنای تداوم وضع نامطلوب موجود و زندگی توام با درد و رنج در شرایط سخت است.
- شرایط کارگران زن که در بسیاری موارد ضمن دریافت حقوق کمتر از قانون مصوب، زیر پوشش قانون کار قرار ندارند، و نیز وضع کودکان کار، که شمار آنها بیش از ۲ میلیون تن برآورد میشود، تصویر و شرایط ناخوشایند و تاسفباری را به شکل برجسته به نمایش میگذارد.
- افزون بر اینها، برخورد شدید امنیتی و قضایی با فعالان و تشکلهای مستقل کارگری و اعضاء هیات مدیره انها در سالهای اخیر، نماد آشکاری از سیاستهای ضدکارگری اقتدارگرایان حاکم است.پایداری همه فعالان کارگری را که به دلیل دفاع از خواستهای انسانی و صنفیشان مورد سرکوب , خشونت و زندان غیر قانونی قرار گرفته اند ارج مینهیم و گرامی میداریم.
شورای هماهنگی راه سبز امید با تاکید بر پشتیبانی خود از مطالبات بهحق کارگران کشور، و ضمن تبریک روز جهانی کارگر به تمامی کارگران و زحمتکشان ایران، با اعتراضها و مبارزات آنان در جهت کسب حقوق صنفی و انسانی و قانونیشان، و برای بهبود شرایط زندگی و پیریزی آیندهای بهتر، اعلام همبستگی میکند.
شورای هماهنگی راه سبز امید
۹ اردیبهشت ۱۳۹۰
۱۳۹۱ فروردین ۲۶, شنبه
۱۳۹۱ فروردین ۲۱, دوشنبه
آیا عمامه و دامن مارگرت تاچر به هم ارتباط دارند؟
استعمار که نه استحمار ان
جزیره اهریمنی ..... این مملکت و سرکرده اش همان دجالی است که براه می
افتد و با سر و صدا امت را به دنبال خود می کشاند و کسانی که از پس این
دجال می روند به بد روزگاری می میرند و این دجال کسی نیست جز ان ماده
عنکبوت انگلیسی !!!!اینان انگلهای اجتماع ما
هستند که در خدمت رژیم ضحاک اسلامی در ایران و اربابان جهان خوار شان خوش
رقصی میکنند و چون زالو از خون ایرانیان ستمدیده و رنج کشیده و جان باخته
تغذیه میکنند.هر
چه از انگليسی ها می دانيم و خوانده-ايم؛ ارزآن خريدن يك آخوند، شيخ و ملا
يا يك وزير و وكيل خودفروش و یا توده-ای های همیشه خائن بوده كه در راه
تامين منافع دولت امپراتوری، تيشه به ريشه مردم و تاريخ زادگاهش زده است.
از دیــد ايرانی-های آگاه؛ "سرانگشتان سياستمداران انگليس هميشه خونين و
چركين بوده است". آنان از ايراني ها برای خيانت به خود بهره برده-اند.
بنگاه دروغ-پراکنی «بی بی سی» فارسی و «حکومت فاشیستی اسلامی آخوندی» در ایران، نمونــه-ی
آشکار این گفتــه می باشنـــد.عمامه ها درست از دامن ملکهی الیزابت ان به گیس ، ساخته شدن
۱۳۹۱ فروردین ۲۰, یکشنبه
گشت ارشاد 90 سال پیش در امریکا
گشت ارشاد 90 سال پیش در امریکا. البته کلی با گشت ارشاد ما فرق دارد. مال ما مختص قرن بیست و یکم است
عکسی ماندگار از قانونی که امروز باورکردنش آسان نیست
اندازه گیری فاصله زانو تا مایو شنای یک زن جوان سال 1922
بر اساس قانون این فاصله نمی بایست بیشتر از پانزده سانتیمتر باشد
در تصویر بیل نورتون افسر پلیس در ساحل واشنگتن در حال اندازه گیری است
۱۳۹۱ فروردین ۱۷, پنجشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)






















